با سلطانمراد گلستانی'>گلستانی،'>گلستانی،'>گلستانی، حسین گلستانی، امین گلستانی و علی گلستانی

دکتر سید ابوالفضل حسینی- 1401

شادروان سلطانمراد گلستانی و دکتر سید ابوالفضل حسینی – حدود فروردین 1372

در سال هایی که هنوز در دبستان، کلاس های پنجم و ششم را می گذراندم، با شخصیت مرحوم سلطانمراد گلستانی آشنا شدم. او برای مرحوم پدرم در آموزش نوشتن خط و سخنوری نقش استادی داشت. در سال 1346 ( بعد از شش سال اقامت در کردکوی ) به سبزوار برگشته، اقامت کردیم. آن مرحوم در سبزوار به منزل ما می آمد. در سال های اول دبیرستان، حدود سال 1350 که به روستا ( بجدن) می رفتم، دفتری از اشعارش را در اختیارم قرار می داد و من تعدادی از آن ها را یاد داشت کرده ام. به شعر و ادبیات علاقه داشتم. در برنامه ی مشاعره ی دبیرستان شرکت می کردم. در خط و نقاشی هم دستی داشتم. تصویری را که در این جا مشاهده می شود، از روی عکسی از آن مرحوم در سال های نوجوانی کشیده ام( 1353). مرحوم گلستانی که مشوق من بود، در برابر این کار، متن شعری برایم فرستاد.

عنوان

نامه ای از شادروان استاد سلطانمراد گلستانی به سید ابوالفضل حسینی

نور چشم!

سلام من را به ابوی و مادرت برسان. می دانی که دستم ناقص است و نمی توانم مانند زمان پیش، خیلی بنویسم. البته چشم هم کم نور ( شده) و به قول سعدی:

الا ای که عمرت به هفتاد رفت مگر خفته بودی که بر باد رفت

در پراکنده گویی عمرم تمام شد. همین مقدار که برایت نوشتم، برای یادگاری از من، پس از مرگم برای شاگرد عزیزم ( پدرت) کافی است.

سلام من را به همه ی دانشجویان با ذوق که با شما رفیق هستند برسان.

ناگفته نماند این یادگاری من، ولی شما هم باید یادگاری برای پسران من که همه در تهران هستند، برای من زحمت بکشی، همین طریقی که من زحمت برای شما کشیدم و آن زحمت شما این است: اگر می توانی عکس کوچک خودم را در میان همین دفتر فرستادم، شما با قلم – بقول امروزی ها با سیاه قلم - بزرگ کنید که از شما هم این یادگاری در دست فرزندانم باشد و بدانند که شما هم زحمت من را کشیده اید. البته اگر امکان داشتید. دیگر عرضی ندارم. خدا نگهدار.

بنده ی دانشجویان – سلطانمراد گلستانی . امضاء . سوم فروردین 1353 خورشیدی

به دنبال این نامه ، عکس ایشان را با قلم سیاه کشیدم و به ایشان تقدیم کردم. آن زمان من هنوز 18 سال نداشتم. اکنون ( سال 1401 ) نزدیک به پنجاه سال است که آن عکس، در منزل ایشان در روستای بجدن (خواشد) وجود دارد. مرحوم گلستانی، شعر زیر را به پاس آن برای من سرود و ارسال کردند.

آقای سید ابوالفضل حسینی، پسر آقا میرزاآقا که از دانشجویان ( دانش آموزان) خوب و با هنر این دهکده ی ما ( بجدن خواشد) و در سبزوار مسکن دارند، یک قطعه عکس کوچک بنده را زحمت کشیده بود و با قلم، بزرگ کرده و از سبزوار برایم فرستاده است که الآن هم برای یادگاری در خانه هست. این قطعه شعر را به پاس زحمت او نوشتم و برای او فرستادم:

سید ابوالفضل حسینی ای که تو چون پسر های منی اندر شمار

زحمتی بهرم کشیدی، نور چشم گشته ام از زحمت تو، شرمسار

عکس من را با قلم کردی بزرگ تا بماند بعد مرگم یادگار

آفرین بر پنجه های با هنر مرحبا ای خوشنویس خوش نگار

از خدا خواهم که توفیقت دهد شهرتی حاصل کنی با افتخار

تا شوی در مجمع اهل هنر کامجوی و کامیار و کامکار

گرچه از بیهوده گویی های من هست در دست تو گر آید بکار

باز هم گفتا گلستانی، چنین تا بماند بعد مرگش، یادگار

نیست من را هدیه ای غیر از سخن تا کنم بهر هنرمندی، نثار

حسین گلستانی

حدود 30 سال بعد در سال 1382، و در عزای مرحوم سلطانمراد گلستانی بود که برای اولین بار از نزدیک با چهره ی حسین گلستانی، پسر ارشد آن مرحوم آشنا شدم، همان که در طول سال ها از مرحوم پدرم در باره اش شنیده بودم. شنیده بودم که همدرسش بوده است. در باره ی مرحوم حسین گلستانی بعداً نکته ها خواهم نوشت. اکنون متن نامه و نظر او را که خود، استوانه ی ادب پارسی و طنز پرداز برجسته ای بود، در باره ی اشعار پدرش و توصیه به خودم در این جا می آورم. به امید این که اشعار آن مرحوم به نحوی شایسته، چاپ و منتشر گردد.

تاریخ 22/6/1382

جناب آقای دکتر سید ابوالفضل حسینی

  1. پس از عرض سلام و اظهار ارادت. باید قبل از هر چیز، از محبت ها و الطاف شما در حق پدرمان، مرحوم سلطانمراد گلستانی تشکر نماییم. زحماتی که در این باره متحمل شدید، قابل جبران نیست و ما جز تشکر و سپاسگزاری، کار دیگری نمی توانیم انجام دهیم. حقاً که حضرتعالی بیش از فرزندان آن مرحوم، کار کردید و زحمت کشیدید و باعث شدید که مراسم بسیار مطلوب برگزار گردد. لذا باید آن جناب را فرزند روحانی مرحوم سلطانمراد گلستانی به حساب آوریم و این سخنی به گزاف نیست و به حق است.
  2. همان طور که خواسته بودید، در باره ی اشعار آن مرحوم ، اقدامات زیر به عمل آمد:

الف – از کلیه ی اشعار او منتخباتی در یک جلد، بوسیله ی برادرم " امین" تهیه شدکه به پیوست ارسال می گردد.

ب- از این کتاب منتخبات، اشعاری برگزیده شدکه به نظر ما قابل چاپ است. فهرست این اشعار با ذکر عنوان و شماره ی صفحه ی کتاب منتخبات به پیوست ارسال می گردد.

پ- در اشعاری که طبق لیست ارسالی انتخاب شده، با قلم قرمز اصلاحاتی انجام شده که تقاضا می شود وجه اصلاح شده، چاپ شود. ابیاتی هم که از اشعار انتخاب شده حذف گردیده، با علامت (-) به خط قرمز در سمت راست بیت مشخص شده است.

  1. شما مجازید هم اشعار لیست پیوست را جرح و تعدیل و اصلاح کنید و هم از اشعار کتاب ارسالی ( منتخبات) به سلیقه ی خود استفاده نمایید.
  2. در اغلب اشعار آن مرحوم، توضیحی در بالا یا پایین شعر داده شده که در تفهیم شعر موثر است. آن توضیحات را نیز با شعر چاپ کنید.
  3. یک برگ شجره نامه ی خاندان گلستانی جهت استفاده ( در صورت لزوم) به پیوست، ارسال می گردد.
  4. در باره ی سنگ مزار نظر من این است که در بالا بنویسند: هوالحی الذی... و در زیر دو سطر: شاعر و عارف ربانی...سلطانمراد گلستانی .. و در پایین سنگ: تاریخ تولد و تاریخ فوت. اما به هرحال نظر شما را قبول داریم.
  5. لطفاً اشعاری که شعرای دیگر در رثای پدر سروده اند و در دسترس شماست برای ما بفرستید.
  6. فیلم CD مربوط به شب شعر، اگر آماده شده، خریداریم. لطفا روش خرید را معلوم فرمایید.
  7. در خاتمه از مسوولان اداره ی ارشاد سبزوار و آقایان شنوایی و جعفری نسب که در بر پایی شب شعر زحمت کشیدند، تشکر می نماییم.
  8. تشکر از شخص شما، همیشه بر زبان ما جاری خواهد بود.

با تشکر – حسین گلستانی ( امضا)

امین گلستانی

کریمی- حسینی- امین گلستانی- زاهدی- زاهدی- نوروز 1398 - بجدن

علی گلستانی:

شادروان علی گلستانی داعیه ی شعر و شاعری نداشت با این حال قوی شعر می سرود و دیدگاه های دوشن بینانه ای داشت. مجموعه ای از یاد داشت ها و اشعار را در سال 1390 در سبزوار و با حضور در منزل ما به بنده دادند که اسکن آن هارا برای پسرشان و برادرشان امین ارسال کردم .

فایل pdf مقاله در:

https://mail.google.com/mail/u/0?ui=2&ik=cda6e24c05&attid=0.23&permmsgid=msg-a:r-7927611683033693315&th=18535fa8d2a6c8aa&view=att&disp=inline&realattid=f_lbxzvl841https://mail.google.com/mail/u/0?ui=2&ik=cda6e24c05&attid=0.23&permmsgid=msg-a:r-7927611683033693315&th=18535fa8d2a6c8aa&view=att&disp=inline&realattid=f_lbxzvl841